تبليغاتX
کلبه رویایی

کلبه رویایی

یه فنجان چای داغ که هنوز نفسهای گرمش فروکش نکرده

یه بسته شکلات ایدین که البته چندتای بیشتر نمونده

یه بسته سیگاراسی بلک

بایه فندک مشکی

وقوری سفیدم که یادگاردوران تنهایی مه

وگوشی موبایل

وسویچ ماشین

وتکه کاغذخط خطی شده

بایه خودنویسی که ازننوشتن خسته شده

اه داشت یادم میرفت

این یار نجیب و کم حرفم

البته با همه سکوتش تمام دانشهای داشته ونداشته ام ازاوست

لب تابمو میگم

اینها همه دوستام هستن ......

وقتی که ترو ندارم

+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:22 توسط اوستا |


اگه یه روز آسمون دلت ابری شد،...

از دست زمونه و آدمهاش خسته شدی،...

حتی نفس کشیدن هم برات تکراری شد!...

یا شاید اگه دست روزگار، نقاش خاطره های بد شد، قلبت رو شکست و اشکت رو جاری کرد،...

اگر میون اینهمه فکر و خیال،...

یاد من افتادی، ...

یاد نوشته های ساده من،...

دلم میخواد ....

دلم میخوادغصه ای به غصه هات اضافه نکنم....



http://img4up.com/up2/19316450811024876309.jpg

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 0:28 توسط رویا |


امتحان ارشد هم شده بهونه...

بهونه برای دیدن تو...

حالا داشته باش درس هم نخونده باشی....

دیگه چی می مونه...

فقط تو...

تو می مونی و من ....

فکرشم نکن یه روزی منو نداشته باشی....



+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 23:29 توسط رویا |


♥دســت ♥ َم را بـگـیـر . . .

و مـــــرا

بـبـَــر بـہ دور ♥ دســت ♥ هــایـے ڪہ

در ♥ دسـت ♥ رس هـیـچ ♥ دسـتـے ♥ نـبـاشـــــم /.


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 0:12 توسط رویا |


من این کلبه رو دوست دارم . تورو هم دوست دارم که منو اینجا آوردی.... کلا خیلی سخته برای کسی بنویسم که همین یه ساعت پیش باهاش حرف زدی... نه اینکه سخت باشه هاااا... یه جورایی انگار حرفامونو میگیم دیگه حرفی نمی مونه... ولی اینجا نوشتن یه حس خوب بهم دست میده... میدونی چه حسی؟؟؟ حس میکنم تو رو به روم نشستی و داری به حرفام گوش میدی... حس خوبیه... بهم آرامش میده... پس بی رودربایستی برات مینویسم... امیدوارم بخونیش....

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 23:58 توسط رویا |


بــگذار...

لبــهــایت را می گـــویــم ،

رویِ چـــشمانــم ...

تــا بــرای ِ همیشـــه

خــواب ِ بــوسه بــبیــــنم !!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 1:9 توسط رویا |


گفته بودم که " سکوت نمیکنم "

حتی اگر قرار باشد تکراری بگویم دوستت دارممممم....


+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 0:59 توسط رویا |


برای من از همان حس هااا بیار...

از همان دونفره هااااا....

باران با طعم بوسه...

سرما با طعم آغوش...

همان حس هایی که همیشه لمسشان کنی تا ابد...

تا آخر دنیاااا...

همان هایی که خدا هم کم بیاورد و لبخند بزند...


+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 1:9 توسط رویا |


پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر ... خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست....

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 0:20 توسط رویا |


دیدی آخر من را لمس کردی!!! ولی حیف... سنــــگ قبــــــر من احساس ندارد...!!!

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 21:21 توسط رویا |


انگار تمام این سالها را دویده ام تا در ان روز و آن ساعت به تو برسم !!



bipfa_ji43f8uzln5s1kfr868u.jpg - 	كاش هميشه در كودكي مي مانديم تا به جاي دلهايمان سر زانوهايمان زخمي ميشد!...

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 15:27 توسط رویا |


پاشو بیا کمی بغلم کن ببوس،
تا باور کنم حضور تو این دفعه خواب نیست
مرا ببوس تا همه ی شهر پر شود
این اتفاق هر چه که باشد سراب نیست
دنیا سر جدایی ما شرط بسته اند...



+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 0:39 توسط رویا |


بگذارید بد باشم.
یا حتی تلخ

اگر به سود شما باشد برای من کافیست
خوب بودن پیشکش.
میدانید...؟

من مثل یک فنجان قهوه ی ترک هستم
بوی خوب دارد
اما تلخ است
و من خوب میدانم غلظتش گلوی شما را کمی می خاراند
راستی
شکر هم ندارد
و فقط تا 1ساعت به وقت من
سر دردتان را خوب می کند


http://www.3jokes.com/gallery/d/45694-1/3Jokes_Love+_15_.jpg

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 20:35 توسط رویا |


تو منو تنها میذاری نمیاااااااااااااااااااااااای....

منم حوصلم سر میره ه ه ه ه ه....




+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 20:34 توسط رویا |


چقدرزود خسته شدی؟؟؟؟؟؟

بچه که بودم فکر میکردم ابد یعنی بی نهایت

یعنی تا اخر دنیا

یعنی یه جاده تا پیش خدا

ولی نمیدونم چرا امروز احساس میکنم ابد خیلی کوتاه است

ابدیعنی نمیدونم تا کی؟؟؟!!!

تا اخر سال؟؟؟!!!

یا تا اخر ماه؟؟؟!!!

تا اخر هفته؟؟؟!!!

شایدم تا اخرامروز؟؟؟!!!

ولی هرچی باشه فهمیدم ابد خیلی کوتاهست

کوتاه تر از یه بوسه ..........

کاش برای همیشه بچه بودم تا معنایی واژها برایم قشنگ بود......کاش....

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 18:17 توسط اوستا |


وای!!!!

چه هوایی!!!!

همه چی بهم ریخته اس

ولی بهم ریختگیشو دوست دارم

رویااااااااااااااااااااااااااا

رویاااااااااااااا

کجایی؟؟؟؟؟

کلبه مون بهم ریخته اس

همه جا نو شده

ونوشه های جلو کلبه سرک کشیدن

اون شاخه رو که میگفتم هرسش کنیم زده به سقف کلبه

میترسم خرابش کنه

رویاااااااااااااااا

نامه تو که گذاشتی کنار پیانو خوندم

نمیدونم چرا بی اختیار اشکم جاری شد

یاد اونروز افتادم که مینواختیم واهنگ مرا ببوس رو میخوندیم

ولی الان حس نواختن هیچ اهنگی نیست

بی تو...

حتی حس بودنم نیست

بدون تو هیچ چیزلذت بخش نیست

میدونم که میخوای بری

انگار وقت رفتنت رسیده

نه!!!!!!!!!!!! نرو!!!!!

میتونم خواهش کنم نری عزیزم!!!!!

آخه بی تو.........

من هیچم....هیچ هیچ......

شایدم پوچ.........

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 18:0 توسط اوستا |


در سال جدید

 

یادم باشد حرفی نزنم كه دلی بلرزد؛ خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را

 

یادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست

...

یادم باشد جواب كینه را با كمتر از مهر و جواب دورنگی را با كمتر از صداقت ندهم

 

یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم و برای سیاهی ها نور بپاشم

 

یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم و ازآسمان درس پاك زیستن

 

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست...

 

یادم باشد با سنگ هم لطیف رفتار كنم؛ مبادا دل تنگش بشكند

 

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام... نه برای تكرار اشتباهات گذشتگان

 

یادم باشد زندگی را دوست بدارم

 

یادم باشد هرگاه ارزش زندگی از یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی كه به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم

 

یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی كه از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد

 

یادم باشد معجزه قاصدك ها را باور داشته باشم

 

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر كس فقط به دست دل خودش باز می شود

 

یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم

 

یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم ونترسانم

 

یادم باشد كه زنده ام

+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 1:42 توسط رویا |


"معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد."

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 23:15 توسط رویا |


واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه / چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه

غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال تو / چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو


عکس های حروف انگلیسی آتشین Www.Pix98.CoM


عکس های حروف انگلیسی آتشین Www.Pix98.CoM



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 0:33 توسط رویا |


گاهی شعر ندارم برایت بنویسم ! خودت باید باشی تا .... ببوسمت ...!


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 11:48 توسط رویا |


به شــــــبی بــــــند است عشق و هرزگی.......!!! نمی دانم...از فــــــــردا... مرا عــــــــاشق ... مـــــــیخوانی ... یا فاحشه...........!

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 0:38 توسط رویا |


به شــــــبی بــــــند است عشق و هرزگی.......!!! نمی دانم...از فــــــــردا... مرا عــــــــاشق ... مـــــــیخوانی ... یا فاحشه...........!

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 0:33 توسط رویا |


مثل مسافرﮯ ڪ مسیرش جهنم استــــ



دوست دارم تما ا ا ا ا م ٔپل‌هاﮯ پشتِ سرم را خراب ڪــنـمــ



من براﮯ آغوش تو



بــﮯ اندازه ... یــڪ زنمـــــ...


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 23:17 توسط رویا |


گاهی مثل باران باید بارید ، زندگی بخشید ،*طراوت داد
.
.
.
.
.
.
.

و رفت ………….


 - آوین ,سینـ ــه سُرخ ,رویا ابدی,امیر رضا,دافنه زن ِ زیادی ,فروز بانو,مـحمـد حسیــن ,آخرین  زن,رها ,

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 23:45 توسط رویا |


آدم‌ها را.........


آدم‌های دوست‌داشتنی را...........


نچپانید توی جاهای خالی زندگی‌تان؛.........


هم جاهای خالی، همچنان خالی می‌ماند،.............


هم آدم‌ها را له و لورده می‌کنید.‏..........


tumblr_l3majr9rg11qac6sjo1_500


+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 19:54 توسط رویا |


نیستی اوستا...... نیستی ...........حالا که باید باشی.............  نیستی!....تو می‌دونی چی شد اوستا؟ تو که  نیستی حالا که باید باشی،..... می‌دونی چی شد که کسی نیست حالا که باید یکی باشه؟


+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 18:0 توسط رویا |


به زبان ارمنی بوسه میشه (فه).....فهمیدی؟


http://img4up.com/up2/93063555377625828802.jpg

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 0:35 توسط رویا |


آهای فریاد فریاد عزیزممم داره میاددددددددددد.. چه عجب دیدیمتون اقای گرفتار............ نمیگی دلمون برات تنگ میشه.... گله گذاری باشه برای بعد..... بیاتو دم در بده ....


http://img4up.com/up2/65323660756089388787.jpg

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 20:54 توسط رویا |


مـَن ...
بـا تـمـام ِ کـنـار "او" بـودن هـایـت کـنـار مـے آیـَم . .
مـحـض ِ رضـاے خـدا ...
حـداقّـل دسـت از سـر خـواب هـایـَم بـردار...

لـعـنـتـے . . .


+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 12:50 توسط رویا |


نبودنت را دارم با ساعت شنی اندازه میگیرم....یك صحرا گذشته است!!!! نمیای چرااااااااااااااااا.... منو اینجا تنها گذاشتی....


 - آوین ,آخرین  زن,رویا ابدی,فروز بانو,دافنه زن ِ زیادی ,

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 0:29 توسط رویا |


احساس میکنم برای فرار ازدنیا ودردهاش .تنها عشقه که میشه باهاش پرواز کرد

ودیگه برنگشت..... دردهای دنیارم برای همیشه فراموش کرد

برای همین یه کلبه ساختم وبا رویام رفتم اونجا

ودرشو برروی همه بستم

تا من بمونم ورویا...

ودرد پشت در


HOME
E-Mail
.BAHAR 20.


Archives

اردیبهشت 1391

فروردین 1391

اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390


Categories

نقاشی
شعر
عکس
عكس برای زيبايی وبلاگ


Authors

اوستا

رویا


Amar_Web


تعداد بازديدها:


Links

قالب های فوق جدید بلاگفا